20Hasti کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 6 آبان ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 1310 امتياز: 30324 تشکر کرده: 11 تشکر شده 15 بار در 15 پست
محل سكونت: T E H R A N
ارسال شده در: جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 00:24:37 موضوع مطلب:
بهنود این مخصوص خودته:
لطف بسیار طمع دارم وکم می بینم
هستم ازرده و بسیار ستم میبینم _________________ كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
کاربرانی که برای این ارسال از BEHNOOD تشکر کرده اند 20Hasti
20Hasti کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 6 آبان ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 1310 امتياز: 30324 تشکر کرده: 11 تشکر شده 15 بار در 15 پست
محل سكونت: T E H R A N
ارسال شده در: جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 01:11:41 موضوع مطلب:
شاخه گلي شکسته تو دسته تو اسيرم
اگه نيايي تو پيشم يه وقت ديدي ميميرم _________________ كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
کاربرانی که برای این ارسال از BEHNOOD تشکر کرده اند 20Hasti
20Hasti کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 6 آبان ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 1310 امتياز: 30324 تشکر کرده: 11 تشکر شده 15 بار در 15 پست
محل سكونت: T E H R A N
ارسال شده در: جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 02:10:48 موضوع مطلب:
ببخشید زیاده
دلم نیومد کوتاهش کنم.آخه خیلی قشنگه. همش تقدیم به تو
همه مي پرسند:
چيست در زمزمه مبهم آب؟
چيست در همهمه دلکش برگ؟
چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند
که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟
چيست در خلوت خاموش کبوترها؟
چيست در کوشش بي حاصل موج؟
چيست در خنده جام
که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگري؟
نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،
نه به اين آبي آرام بلند،
نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،
نه به اين خلوت خاموش کبوترها،
من به اين جمله نمي انديشم.
من مناجات درختان را هنگام سحر،
رقص عطر گل يخ را با باد،
نفس پاک شقايق را در سينه کوه،
صحبت چلچله ها را با صبح،
نبض پاينده هستي را در گندم زار،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،
همه را مي شنوم؛ مي بينم.
من به اين جمله نمي انديشم.
به تو مي انديشم.
اي سرپا همه خوبي!
تک و تنها به تو مي انديشم.
همه وقت، همه جا،
من به هر حال که باشم به تو مي انديشم.
تو بدان اين را، تنها تو بدان.
تو بيا؛
تو بمان با من، تنها تو بمان.
جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب.
من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند.
اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز؛
ريسماني کن از آن موي دراز؛
تو بگير؛ تو ببند؛ تو بخواه.
پاسخ چلچله ها را تو بگو.
قصه ابر هوا را تو بخوان.
تو بمان با من، تنها تو بمان.
در دل ساغر هستي تو بجوش.
من همين يک نفس از جرعه جانم باقيست؛
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش. _________________ كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
کاربرانی که برای این ارسال از BEHNOOD تشکر کرده اند 20Hasti
20Hasti کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 6 آبان ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 1310 امتياز: 30324 تشکر کرده: 11 تشکر شده 15 بار در 15 پست
محل سكونت: T E H R A N
ارسال شده در: جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 02:36:27 موضوع مطلب:
احتیاجی به تشکر نیست. قابلی نداشت گفتی که منتهای امید تو چیست, آه ای منتهای آرزوی من چه گویمت
با این هوای سرد و غریبانه ام بساز با من بمان به سمت هوای دگر مرو ! _________________ كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
کاربرانی که برای این ارسال از 20Hasti تشکر کرده اند BEHNOOD
20Hasti کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 6 آبان ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 1310 امتياز: 30324 تشکر کرده: 11 تشکر شده 15 بار در 15 پست
محل سكونت: T E H R A N
ارسال شده در: جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 02:44:35 موضوع مطلب:
راستی بهنود یادم رفت بگم. میتونستی چند بار ارسال تشکر رو بزنی _________________ كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
کاربرانی که برای این ارسال از BEHNOOD تشکر کرده اند 20Hasti
20Hasti کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 6 آبان ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 1310 امتياز: 30324 تشکر کرده: 11 تشکر شده 15 بار در 15 پست
محل سكونت: T E H R A N
ارسال شده در: سه شنبه، 5 آذر ماه ، 1387 17:11:47 موضوع مطلب:
منم زدم
ان که باز اید مرا از غم رها سازد تویی
درد این اوارگی از تن رها سازد تویی
اگر خانه دل را ویرانه کرده دست غم
ان که این ویرانه را از نو بنا سازد تویی _________________ كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد